یکی از مباحث مهم انسانی در طول قرون تصوّف و عرفان است تصوف در ایران به مرور زمان بسط و گسترش یافت و خود به عنوان حوزه ای مستقل دارای توابع شعبه ها و فرقه هایی همراه با آداب و رسومی شد از قبیل چله نشینی، خدمت، غرامت، سفر، مجلس گویی، وجد و سماع و غیره. سماع از جمله بحث انگیزترین آدابی بود که پیروان و مخالفان تصوّف راجع به آن به اظهار نظر پرداختند و بعضی از شخصیّتهای برجسته در عرفان اسلامی به آن پایبند بودند. کسانی همچون ابوسعید ابوالخیر در قرن پنجم و دیگر مولانا جلال الدّین محمّد بلخی در قرن هفتم.سیره مولانا مظهر افکار عالی و احوال نادر است. عرفان و سلوک عارفانه و عاشقانه او پر از شگفتی هاست؛ او بود که سماع را به اوج رساند و در آثار خویش به خصوص غزلیاتش عمل بـه ایــن رسم را منعکس کرد. اگر چه شعر و شاعری برای او وسیله بود نه هدف، امّا به علّت وجود هیجانات فراوان و غلبه احساس و موسیقی در شعر، اکثر قریب به اتفاق ابیات را با وجد و پایکوبی سرود و در دیوانش وسعت معنا و غنای مفهوم بر ظاهر زبان و پیرایش آن غلبه یافت. به جز دیوان شمس واپسین اثر او هم که حاصل پختگی و کمال اوست حاوی ابیاتی پرمفهوم در خصوص سماع است که در طی رساله بدان استناد گردیده است.وی معتقد بود که ظاهر بینان تنها با ظاهر کار دارند و به حقیقت راه نمی یابند، از این رو در برابر متعصبان و مخالفان وقت که سماع را رد کرده آن را کار نااهلان می شمردند، پاسخی کوبنده برای این حقیقت داشت که یکی از راه های وصول به حقیقت و معشوق ازلی، رقص صوفیانه و سماع است که آن را در آثار نامبرده به همگان معرفی کرد. ولی از آنجا که درک و کاربرد معانی درست بعضی از اصطلاحات عارفان از جمله مولانا، به سهولت امکان پذیر نیست به این علت نگارنده را بر آن د
برچسب:
نویسنده: دانیال رضوانی
تاريخ: پنجشنبه
12 مرداد
1402 ساعت: 13:17